محمد تقي جعفري
180
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
عدالت در شئون انسانى كه با اراده به وجود مىآيد 1 - رفتار مطابق قوانين طبيعت حيات . بدانجهت كه حيات آدمى احتياج به آماده كردن عوامل ادامهء آن دارد ، كوشش براى بدست آوردن آن عوامل ، عدالت است ، زيرا رفتار مطابق قانون است و مسامحه و بىتفاوتى در بارهء آن عوامل ، ستم است ، زيرا انحراف از قانون و رفتار خلاف آن مىباشد . 2 - مهمترين خاصيت حيات و سازنده ترين نيروهاى آن ، عبارت است از آگاهى به حيات ، فرد يا جامعه اى كه آگاهى به زندگى خود دارد ، عمل به قانون آن مىنمايد ، اين فرد يا جامعه در برابر آن قانون عادل است . و بالعكس ، كسى كه در عوامل ضد آگاهى به حيات غوطه ور است ، يا با بى تفاوتى در بارهء آن حركت مىنمايد ، از قانون منحرف و ستمكار است . 3 - طبيعت آدمى داراى احساسات و عواطف متنوعى مىباشد . اين پديدهها با نظر به انگيزهها و نتايج و ماهيتى كه دارند ، مشمول قوانين معينى هستند ، تخلف از آن قوانين ، ستم ، و رفتار مطابق آنها عدالت است . 4 - وجدان و جاذبههاى اخلاق با نظر به ابعادى كه دارند ، پيرو قوانين ثابتى هستند ، رفتار مطابق آنها عدالت و انحراف از آنها ، يا بىتفاوتى در برابر آنها ستم و ستمكارى مىباشد . 5 - زندگى اجتماعى انسانها داراى قوانين و مقرراتى است كه براى امكان پذير بودن آن زندگى و بهبود آن ، وضع شدهاند ، رفتار مطابق آن قوانين عدالت و تخلف از آنها يا بىتفاوتى در برابر آنها ظلم است . 6 - عوامل تكامل و ترقى كه در درون آدميان مانند هسته هايى كاشته شده است ، توجه به آنها و كوشش براى به فعليت رسانيدن و بارور ساختن آنها كه قانون تعيين شدهء آن هستههاى بنيادين است ، عدالت و رفتار بر ضد آن يا ناديده گرفتنش ظلم و جور مىباشد . اين نوع از عدالت ( عدالت در شئون انسانى كه با اراده به وجود مىآيد ) ،